تبليغاتX
هرچگانشان،آبادانمان،فرداي من - پرنده

چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

پرنده

 

ای پرنده مهاجر

ای پر از شهوت رفتن ، فاصل قد یه دنیاست بین دنیای تو با من

تو رفیقه شاپرک ها ، من تو فکر گله مونم

تو پی عطر گل سرخ، من حریصه بوی نونم

دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونیه نور

دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک کوه

من دارم تو آدمک ها میمیرم توبرام از پریا قصه میگی

من توی نیمه وحشت میپوسم برام از خنده چرا قصه میگی

کوچه پس کوچه ی خاکی

در و دیوار شکسته

آدم های روستایی

با پاهای پینه بسته

پیش تو یه عکس تازه ست واسه آلبوم قدیمی

یا شنیدن یه قصه ست از یه عاشق قدیمی

برای من زندگی اینه

پر وسوسه پر غم

یا مثه نفس کشیدن پر لذت دمادم

ای پرنده مهاجر

ای همه شوق پریدن

خستگی یه کوله باره

روی رخوت تنه من

مثله یک پلنگ زخمی

پر وحشته نگاهم

میمیرم اما هنوزم دنباله یه جون پناهم

نباید مثله یه سایه زیر پاها زنده پاشیم

مثله چتر خورشید باید

روی برج دنیا واشیم.

..................................

یکی از را حل های تمرین حل نکردن و مثال حفظ نکردن دردست ماست که یک بار بیشتر کارایی ندارد. در صورت تمایل و اطلاعات بیشتربه پاپتی مراجعه کنید.

..................................

خوابهای معلم خوشتیپ  به ظاهر مجرد

کدام نمودار از کجا رد شده

یک توضیح اجمالی

آقا وایسین

چرا پاک میکنی

آقا اونا بی تربیتن بیا پیشه خودمون وایسین

البته همش از اتحاد ما شروع شده

ما متحد شدیم

یه روزش رفت.

بعد یه روز دیگش هم بخاطر اتحاد ما رفت

یه روزشم خودش رفت

روز بعدشم خودش امتحان گرفت

روز بعدش خودش به جای هشت بیست کم هشت ده کم اومد.

پس خواب ببین.

البته خودشم بدش نمیاد حسابی خستگیش در میره.

..............................................................

وای کی لبخند

چی وسط

چی دغدغه

دل لبخندت

چشم شرابت

(زیاد جدی نگیرید، البته عادت کردید پس اصلا احتیاجی به نوشتن نبود چیزی که عیان چه حاجت به تجربه است و چرا نیاز نیست چون همینی که هست )

..................................................................

این سگه خیلی حال گیریه

نامرد چرا دندوناتو نشون میدی

نمیدونی حمید دل داره

آخه قربون اون دندونات

ما را بی خیال شو رکورد 100 متر مردان را چند روز به 7 ثانیه رسوندیم

(با بی جدیتی)

..................................................................
نوشته شده توسط فردا در 10:2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •